ابزارهای زیادی هست که واقعاً خوب کار میکنند. مشکل معمولاً کیفیت ابزار نیست؛ این است که ابزار برای مسئلهای خریده میشود که هنوز روشن نشده.
۱. این ابزار قرار است کدام تصمیم را عوض کند؟
اگر جواب «دید بهتری میدهد» است، هنوز جواب ندارید. سؤال درست این است: چه کاری هست که امروز نمیتوانید انجام بدهید و بعد از این ابزار میتوانید؟
۲. دادهاش از کجا میآید؟
بیشتر ابزارها فرض میکنند داده تمیز و در دسترس است. اگر ورود داده دستی باشد، بعد از دو ماه پر از دادههای ناقص میشود و اعتمادش را از دست میدهد.
۳. اگر فردا قطع شود چه اتفاقی میافتد؟
هر ابزاری که وارد مسیر اصلی کار میشود، یک نقطهٔ وابستگی جدید است. لازم نیست از آن بترسید، اما باید بدانید نقشهٔ جایگزین چیست.
۴. چه کسی مالک آن است؟
ابزاری که مالک مشخص ندارد، بعد از چند ماه به یک لایهٔ رهاشده تبدیل میشود. مالک یعنی کسی که مسئول درست کار کردن، بهروز ماندن و آموزش بقیه است.
۵. چطور میفهمیم جواب داده؟
قبل از خرید، یک عدد بنویسید و تاریخ بگذارید. «تا سه ماه دیگر، زمان تهیهٔ گزارش هفتگی از شش ساعت به کمتر از یک ساعت میرسد.» بدون این، بعداً هیچوقت نمیفهمید ارزشش را داشته یا نه.