PIONIORE
بازگشت به نمونه‌کارها

مجموعهٔ پخش مواد غذایی — پخش و توزیع

از گروه تلگرامی تا یک جریان سفارش قابل ردیابی

سفارش‌ها در گروه تلگرامی ثبت می‌شد و در اکسل دنبال می‌شد. مسیر سفارش را از پیام تا تحویل به یک جریان واحد تبدیل کردیم.

۰۱چالش

روزانه حدود دویست سفارش از طریق تماس تلفنی و پیام تلگرامی می‌رسید. هر سفارش دست‌کم سه بار بازنویسی می‌شد: یک بار در دفتر، یک بار در اکسل انبار و یک بار در سیستم حسابداری. وقتی مشتری تماس می‌گرفت و می‌پرسید سفارشش کجاست، کسی جواب قطعی نداشت.

۰۲تحلیل

  1. ۰۱مسیر واقعی سفارشبا دنبال کردن سی سفارش واقعی مشخص شد بین ثبت اولیه و تأیید انبار به‌طور میانگین چهار ساعت فاصله است — نه به دلیل کمبود نیرو، بلکه چون هیچ‌کس نمی‌دانست نوبت کیست.
  2. ۰۲منبع اختلاف موجودیمغایرت موجودی تقریباً همیشه از سفارش‌هایی می‌آمد که در انبار ثبت شده بودند اما در حسابداری نه، یا برعکس. مشکل انبارداری نبود، مشکل نبودِ یک منبع واحد بود.
  3. ۰۳بار پنهان پیگیریحدود یک‌سوم وقت تیم فروش صرف پاسخ به «سفارش من کجاست؟» می‌شد — کاری که هیچ‌جا به عنوان وظیفه ثبت نشده بود.

۰۳معماری راهکار

ورودیهستهاتصالبازخورد
  1. ۰۱ — معماری راهکار

    ورودی

    • فرم سفارش
    • ربات تلگرام
    • ثبت تلفنی
  2. ۰۲ — معماری راهکار

    هسته

    • سرویس سفارش
    • قواعد اعتبارسنجی
    • وضعیت واحد سفارش
  3. ۰۳ — معماری راهکار

    اتصال

    • انبار
    • حسابداری
    • مسیر ارسال
  4. ۰۴ — معماری راهکار

    بازخورد

    • اعلان مشتری
    • داشبورد عملیات
    • هشدار تأخیر

۰۴نتیجه

  • زمان ثبت تا تأیید انبار۴ ساعتکمتر از ۳۰ دقیقه
  • بازنویسی دستی هر سفارش۳ بار۱ بار
  • پاسخ به «سفارشم کجاست؟»تماس با فروشاعلان خودکاردر مسیر عادی سفارش
  • مغایرت موجودیکشف در پایان ماههشدار روزانه
ابزارهاn8nPostgreSQLTelegram Bot APIAPI حسابداریMetabase

مهم‌ترین تغییر این نبود که کارها سریع‌تر شد؛ این بود که بالاخره می‌دانیم هر سفارش کجاست.

مدیر عملیات — مجموعهٔ پخش مواد غذایی

قدم بعدی

پروژهٔ شما هم شکل مشابهی دارد؟

اگر جایی از این روایت آشنا بود، احتمالاً می‌توانیم کمک کنیم.